تبليغاتX
بچه هاي دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان

بچه هاي دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان

سلام دوستان گلم . خوبيد . ببخشيد خيلي وقت بود نبودم خب چند تا دليل داشت . اولا" يه گرفتاري داشتم كه حتي به زور جواب كامنتام رو مي دادم . بعدش مسابقات المپيك اصلا" حس و حالي برام نذاشته بود . تازه مشكلات يكي از دوستام كه خيلي وضعش داغون بود و منم چون كشيده بودم پس خيلي كمكش كردم . بگذريم خب اين المپيك تقريبا" بدترين المپيك براي ايران بود چون تا همين الان فقط يك برنز گرفتيم . خيلي زشته ها همه اميداي كسب مدال طلامون يا چهارم پنجم شدن يا اصلا" حذف شدند . ولي به نظر من يك دليل خيلي خيلي مهم بود كه باعث اين همه به قول بعضيا بد بياري بود اونم روحيه خراب و داغون تك تك ورزشكارامون بود كه مي شد توي چهره اونا استرس و ترس رو خوند . مي گيد نه اگه يك بار مسابقاتشون رو پخش كردند بشينيد و با دقت ببينيد .

 

بدترين ناراحتيم نبودن حسين رضازاده قهرمان افسانه اي وزنه برداري سنگين وزن ايران بود كه گفته شد به دليل مصدوميت نمي تونه بره المپيك ، اما دليل نرفتنش هرچيزي بود به غير از مصدوميت چون توي مصاحبه با شبكه دو قشنگ اشك توي چشماش حلقه زده بود . آرش مير اسماعيلي‌ ، احسان حدادي و...................  .  خلاصه امسال بدترين حضور ايرانيان در المپيك بود . من توي روزنامه جام جم مصاحبه افشين نوروزي نماينده تنيس روي ميز ايران رو خوندم . مي گفت كه حتي يك مربي بدنساز هم باهاش نبوده . ولي خب هر بازيكني كه به اين مسابقات مي ره ، از مربي ، مربي بدنساز و ماساژور بگير تا يك روانكاو هم با خودشون مي برند . تازه براي اونايي كه مدال بيارند جايزه هاي خيلي بزرگي مي دند . مثلا" روسيه اعلام كرد به برنده هر مدال طلا صد هزار يورو داده مي شه . خب همين خودش انگيزه اي براي ورزشكارا مي شه كه نهايت قدر و مهارتشون رو به كار ببرند .

 

 

و اما ماجراي اصلي امروز رو مي خوام براتون بگم .

 

 

Ylena Isinbayeva

 

يلينا ايزينبايوا قهرمان و ركوردار پرش با نيزه زنان جهان . سه روز پيش مسابقاتش توي المپيك بود . منم اينقدر دوستش دارم كه حد نداره ، من خودم همينطوري خوره مسابقات دو و ميداني هستم ديگه چه برسه مسابقه پرش با نيزه زنان هم باشه  . اون وقت ديگه از پاي تلويزيون تكون نمي خورم . خلاصه اطمينان داشتم كه يلينا اول مي شه اما چون خيلي دوستش داشتم نشستم و مسابقه اش رو نگاه كردم . طبق مسابقات المپيك آتن و مسابقات قبلي اروپا و جهان اول شد . اما مي خواست ركود دنيا كه مال خودش بود رو ارتقا بده . منم اينقدر استرس داشتم كه انگار خودم مي خواستم ركورد بشكنم . خلاصه عرضم به حضورتون بار اول و دوم رو خراب كرد و نشسته بود داشت تمركز مي كرد و بعد دو دقيقه باز نيزه اش رو به دست گرفت . كل ورزگاه پكن بلند شده بود و نگاهشون به يلينا بود . اونم فقط به ميله اي كه در ارتفاع پنج متر و پنج سانتيمتر قرار داشت نگاه مي كرد . نيزه اش اش رو بلند كرد و شروع كرد به دويدن منم بلند شدم ايستادم از زمين بلند شد و بدون هيچ برخوردي از روي ميله پريد . منم پريدم توي هوا و جيغ بلندي زدم .

 

حالا فكر كنيد ساعت 4.30 ظهر باشه و كل خونه هم خواب باشند و منم توي همچين لحظه اي جيغ زدم . كل خونه دويد طرفم ببينه من طوريم شده اين طور جيغ زدم . مادرم با ترس گفت : چي شد چرا اينطور جيغ مي زني .

منم با هيجان گفتم : ركورد رو شكست ، ركورد رو شكست . شترق صداي پسگردني بود كه از پدرم خوردم . بچه براي اين زنيكه روسي اينقدر خوشحالي مي كني . اي خاك بر سرت . منم ديگه چيزي نگفتم به تلويزيون خيره شدم و شادي يلينا رو نگاه مي كردم . خلاصه تا آخر شب اون روز همش سرم غر مي زدند . منم به خودم گفتم اي بدخت جو زده  .

 

 

ياد اين مثل مي يوفتم كه مي گه :

 

((آدم رو سگ دوبرمن بگيره اما جو نگيرتش))

 

 

خلاصه اين بود ديگه . اينم آپ ايندفعه ما ، اميدوارم خوشتون اومده باشه . دو تا عكس از يلينا براتون مي ذارم .

 

يا حق و خدانگهدار .

 محمود (پسر آبادان) .

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 15:0 توسط محمود(پسر آبادان) | |

Design By : Night Melody